پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۳۵
نظرات: ۰
۰
-
سرنوشت آتش‌بس جنگ ایران از نگاه الجزیره؛ ادامه بن‌بست فعلی با یک توافق جزئی، بازگشت به عملیات نظامی یا احیای مذاکرات؟

تلاش‌های آمریکا برای تحمیل خواسته‌های خود به ایران با زور شکست خورده و تلاش ایران برای اجرای شرایط خود از طریق بستن تنگه هرمز همچنان به نتیجه نرسیده است. این بن‌بستی پرتنش است که هنوز می‌تواند به سمت تشدید مجدد تنش یا حل و فصل مذاکره تغییر کند.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از الجزیره، تصمیم دونالد ترامپ برای تمدید آتش‌بس با ایران، اندکی پیش از انقضای آن، نشان‌دهنده تغییر چشمگیر از لفاظی‌های قبلی او بود که بر تشدید جنگ و نابودی کامل ایران تأکید داشت. این تمدید، که بنا به گزارش‌ها با میانجیگری پاکستان رقم خورد، فرصتی برای رهبری ایران برای تدوین پاسخی واحد به توافق پیشنهادی مطرح شد. با این حال، ابهام پیرامون مدت تمدید، در کنار سیگنال‌های متناقض از واشنگتن، نشان‌دهنده عدم قطعیت عمیق‌تر در رویکرد آمریکا بود. این تغییر پس از امتناع ایران از شرکت در دور دوم مذاکرات تحت فشار، سوالات مهمی را در مورد تعادل قدرت و محاسبات راهبردی هر دو طرف مطرح کرد.

رفتار ایران در درگیری، یک راهبرد عمدی را نشان می‌دهد که بر استقامت و فرسایش متمرکز است. این جنگ در داخل کشور به عنوان یک عامل وجودی، نه صرفاً برای حاکمیت بلکه برای استقلال ملی، ترسیم شده است. این ترسیم به تحکیم گسترده حمایت داخلی، حتی در میان بخش‌های منتقد سیاست‌های دولت، کمک کرده است. توانایی دولت ایران در حفظ تداوم نهادی با وجود هدف قرار گرفتن گسترده - جایگزینی سریع تلفات رهبری و حفظ انسجام - انعطاف‌پذیری آن را تقویت کرده است. اگرچه ایران در معرض یک بمباران گسترده و بی‌سابقه قرار گرفت، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که ظرفیت نظامی خود را حفظ کرده و این امر به آن امکان می‌دهد تا بازدارندگی را حفظ و تهدید به تلافی کند.


عدم بی‌ثباتی داخلی معنادار هم به همان اندازه مهم بوده است. تلاش‌های خارجی برای تحریک جنبش‌های مخالف نتوانست ناآرامی ایجاد کند، در حالی که دولت با موفقیت شبکه‌های همسو با دشمنان خارجی را خنثی کرد. در عین حال، ایران اتحادهای منطقه‌ای را برای گسترش دامنه فشار فعال کرد و از نیروهای وابسته برای تهدید منافع دشمنان در جبهه‌های مختلف بهره برد. این بُعد منطقه‌ای با افزایش هزینه‌های بالقوه ادامه رویارویی، موقعیت چانه‌زنی ایران را افزایش داد.


یکی از ارکان اصلی راهبرد ایران، محدود کردن گزینشی ترافیک دریایی از طریق یک آبراه حیاتی بوده که جریان انرژی جهانی را مختل می‌کند. این اقدام به افزایش قیمت انرژی و پیامدهای اقتصادی گسترده‌تر منجر شد و تأثیر بین‌المللی این درگیری را تشدید کرد. در حالی که ایالات متحده به دنبال به حداقل رساندن پیامدهای داخلی این اختلالات بود، نوسانات بازار جهانی و محدودیت‌های عرضه، محدودیت‌های این ادعا را برجسته کرد. علاوه بر این، ظرفیت ایران برای دور زدن محاصره دریایی - از طریق مسیرهای تأمین جایگزین، ذخایر موجود و شبکه‌های تجاری غیررسمی - اثربخشی فشار آمریکا را کاهش داد.

بعد اقتصادی تاب‌آوری ایران ریشه در تأکید دیرینه بر خودکفایی دارد. در طول سال‌ها، شبکه‌های موازی تولید و توزیع برای کاهش محدودیت‌های خارجی توسعه یافتند. این ساختارها، همراه با مرزهای زمینی گسترده و روابط منطقه‌ای، به ایران اجازه داده‌اند تا درجه‌ای از عملکرد اقتصادی را تحت فشار حفظ کند. با این وجود، محاصره هزینه‌های واقعی را تحمیل کرده و عناصری در درون رهبری ایران اعلام کرده‌اند که لغو چنین اقداماتی شرط کلیدی برای مذاکرات مجدد است.

به موازات آن، ایالات متحده راهبرد فرسایشی خود را دنبال کرده است. واشنگتن با درک محدودیت‌های بمباران مداوم در تضمین تسلیم سریع، به سمت خفه کردن اقتصادی و مهار منطقه‌ای روی آورده است. اعمال محاصره دریایی، ادامه تقویت نظامی و تقویت استقرارهای منطقه‌ای نشان می‌دهد که آتش‌بس یک مکث تاکتیکی است تا یک راه‌حل. سیاست آمریکا با هدف بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های اقتصادی، افزایش فشار مالی و فشارهای اجتماعی در داخل ایران بوده است.

فراتر از رویارویی مستقیم، تلاش‌ها بر تضعیف نفوذ منطقه‌ای ایران متمرکز بوده است. در عرصه‌های همسایه، اقدامات هدفمند علیه گروه‌های متحد، مداخلات سیاسی و اهرم‌های اقتصادی به دنبال کاهش عمق راهبردی ایران بوده‌اند. این اقدامات نشان‌دهنده تلاشی برای منزوی کردن ایران نه تنها از نظر اقتصادی، بلکه از نظر سیاسی و نظامی در محیط وسیع‌تر آن است. با این حال، با توجه به پیچیدگی پویایی‌های محلی و ماهیت ریشه‌دار اتحادهای موجود، اثربخشی چنین تلاش‌هایی همچنان نامشخص است.

بنابراین، این درگیری وارد مرحله‌ای شده است که کمتر با تبادل نظامی مستقیم و بیشتر با فشارهای رقابتی در طول زمان مشخص می‌شود. به نظر می‌رسد هر طرف در حال آزمایش ظرفیت طرف دیگر برای تحمل فشار پایدار - اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی - است. این پویایی، عدم قطعیت چشمگیر ایجاد می‌کند، زیرا هیچ‌یک از طرفین نمی‌تواند بدون تحمل هزینه‌های فزاینده، وضعیت فعلی خود را نامحدود حفظ کند. ملاحظات داخلی، به ویژه برای ایالات متحده، که در آن حمایت عمومی و جدول زمانی سیاسی، محدودیت‌هایی را بر تعامل طولانی مدت اعمال می‌کند، تصویر را پیچیده‌تر می‌سازد.

چند مسیر محتمل باقی مانده است. یک احتمال، ادامه بن‌بست فعلی است، با تعدیل‌های تدریجی که در نهایت به یک توافق مذاکره‌ای شامل امتیازهای جزئی منجر می‌شود. احتمال دیگر، بازگشت به عملیات نظامی در مقیاس بزرگ است که بالقوه با هدف وادار کردن به رعایت از طریق تشدید تخریب انجام می‌شود. سناریوی سوم شامل احیای مذاکرات از طریق میانجیگری است، اگرچه چنین تلاش‌هایی با موانع بزرگ روبه‌رو هستند و ممکن است برای دستیابی به نتیجه، نیاز به تعامل طولانی‌مدت داشته باشند.

پیچیدگی درگیری، که با بازیگران متعدد، اهداف همپوشان و پیامدهای گسترده مشخص می‌شود، در برابر پیش‌بینی ساده مقاومت می‌کند. اختلال اقتصادی، بی‌ثباتی منطقه‌ای و خطر تشدید ناگهانی تنش، همگی به ایجاد محیطی بی‌ثبات کمک می‌کنند که در آن تحولات پیش‌بینی‌نشده می‌تواند به سرعت روند وقایع را تغییر دهد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی